تبليغاتX
راه نو
قرنها نالیدن بس است میخواهم فریاد بزنم گر نتوانستم سکوت میکنم

اولین خانه مطبوعات کاشان از آغاز تا وقتی که به آتش کشیده شد؟!

 

درشوره زار کویر هیچ نمی روید درختی نیست  بیابان لم یزرع وخشک است وشنهای روان وافتاب سوزان

ودیگر هیج ...

اماگیاهی که می روید دیگر با دیگران فرق دارد او که شرایط بدین سختی را تحمل کرده است وسراز شوره زار بیرون کرده دیگر بدین راحتی وبه سادگی درمقابل مشکلات وطوفانها سر خم نمیکند |می ماند....

وحال در چنین کویری ودربرهوت تنهایی فرهنگ واندیشه در آفتاب گرم و سوزان وخشک که سخن گفتن وعمل کردن از برای فرهنگ واندیشه وفکر دراوج سختی ودشواری و بی توجهی است ؟!؟!؟

خانه مطبوعات  کاشان(همزمان با روز درختکاری در 15 اسفند 78) جوانه زد.....

آری با همت وعزم جوانان فرهنگ دوست که چتر خود را در مقابل آفتاب سوزان گسترانیدندواز قطره همت وجوشش خودآنرا سیراب نمودندوبایاری یکدیگراورا یاری رساندند تا در اوان خردسالی ازگزند حوادث درامان ماند تا جان بگیرد تا ریشه بدواند تا همان گیاه کویری شود که دیگر طوفانهای سخت وسهمناک براواثر نکنند وآزاری نرسانند تا حتی دیگر به بارانهای موسمی نیزنیاز  نداشته باشد واز اعماق زمین سیراب شود واینگونه نیز شد. 

 از سال 78 که این جوانه زده شد در اوایل رشد این نهال نو پا کسی را باور این نبود که چنین ببالد وعدهای آن را سیاسی می نامیدند،اما زهی خیال باطل که نهاد فرهنگی باید به دور از بازیهای سیاسی باشد؟! اما در مقابل طوفانهای شن وباد های ویرانگر جوانهای طاهرآباد همچون دیواری ستبر در مقابل آنها ایستادند،این نهال را پرورش دادند ،با قطره های همت خودجوش بزرگ شد،بالید؛از باغچه ای کوچک به باغی بزگ مبدل گشتیم .دیگر تنها نبودیم،آوازه مان در همه جا پیچیده بود؟همه شنیده بودند که این باغ فرهنگ واندیشه کجاست؟آنجا که می تواند پرورش دهنده اندیشه باشد.

اما آنها که نخواستند بشنوند هنوز هم نمی شنوند؟! با سمعک هم نخواهند شنید.!؟ لیکن آنها که شنیدند در حد توان ما را یاری رساندند.مسئولین شهری کما بیش به پیشوازمان آمدند چرا که بوی گلها وفضای باغمان آنها را سرمست کرده بود.

ما بودیم وگلستان پر از بوته و درختان در دل کویر لم یزرع وخشک بی فرهنگی وتعصب وجهل؟! نه وابسته به نهادهای دولتی بودیم که از آنها ارتزاق کنیم ؟! ونه چشم داشت هیچ گونه دریافت وجهی از دیگران،چون مردمی بودیم وهستیم،چون مردم میخواستند ومی خواهند.

در این میان بعضی مسئولین در دوره گذشته زحماتمان را قدر نهادند ودر حد توان کمک حالمان شدندومارا شرمنده نمودند وگلستان را شاداب که در همین جا از آنان کمال تشکر وقدر دانی را داریم. اما وقتی شوراهای اسلامی تغیر یافت وپاکسازی شروع شد؟!نامه ای به دستمان رسید مبنی بر اینکه سازمان رفاهی تفریحی توانایی کمک رسانی اندک به این مرکز فرهنگی را ندارد؟! لیکن برآن شدیم تا با دعوت از آنان به آنها بفهمانیم که این باران موسمی را بر این گلستان نبندید.پس از دعوتهای مکررآمدند واز گلستانمان بازدید کردند،آنچنان ذوق کردند که قابل توصیف نبود؟ به باورشان چنین مرکزی را حتی در مرکز شهرستان نیازمند میدانستند وکسی توانایی راه اندازی ندارد چه همت وعزم می خواهد که ......

یادداشتها نوشتندو به به وچه چه ها؟! اما ..... خیرشان نرسید هیچ ،که همان اندک کمک از طرف شورای قبل را قطع کردندوبس؟؟!!

ما که چشم داشتی نداشتیم با همت وعزم مردم ادامه دادیم چه از آنان بیش از این انتظار نمی رفت ؟!چرا که یکی از اعضای شورای شهر کاشان وعضو کمیسیون فرهنگی در مقابل انتقاد عزیزان دلسوز کانون فرهنگی امام خامنه ای(دام ..)در تیر ماه 83 در جلسه اتحادیه کانونهای فرهنگی به شدت برآشفت وبا به رخ کشیدن جانبازی خود کانون فرهنگی امام خامنه ای را یک کانون ضد ارزشی وضد.... نامید که حتی مسئولین اتحادیه نیزبخاطر این عمل او تاسف خوردندو.......

اما در ساعت 2:30 بامداد پنجشنبه 9 آذر 85 عناصری معلوم الحال وجاهل و می توان گفت تامین شده؟! ماموریت یافته بودند تا کاری انجام دهند؟ کاری که شاید به گفته ای بس دشوار وکثیف وزشت می نمود؟؟!! اما چه می توان کرد که  

کادالفقر ان یکون کفرا وحب الشیء یعمی ویصم و....خبر دادن همسایگان به آتش نشانی فایده نداشت که همه چیزخاکستر شده بود؟؟!!! اگر چه خسارات مادی زیادی به این مرکز فرهنگی وارد شد،اما خسارات معنوی این اقدام انجام شده را به هیچ عنوان نمی توان محاسبه کرد؟! البته آبشخور این عمل را فقط می توان مخالفین اندیشه وفرهنگ نامید وآمرینش را جاهلین مقدس مآب وعاملینش را....؟!؟! بهتر است قلم را بدین گونه الفاظ نیلاییم.؟!

اما اگرچه گلستان سوخته است واینان برجهل خود خوشنودندوپایکوبی می کنند؟! لیکن اگر ابراهیمی هست این جا دیگر گلستان است،پس خطاب به آنان که برشاخ نشسته اندو بن میبرند می گوییم اگر مردم بخواهند اینجا دوباره گلستان می شود،جوانه هایی که دوباره زده می شود، چه ریشه های علم وفرهنگ واندیشه در این دیار سابقه ای بس دیرینه دارد ،یا بهتر ریشه اش کویری است.پس با خیال خام خود برای از بین بردن آن بیهوده میخ بر سندان مکوبید؟؟!!

اما سخن آخر با مسئولین قضایی شهری ، اگرچه طبق قوانین مصوب کشوری رسیدگی به اینگونه جرایم بر ایشان فرض است،لذا ما نیز جهت تسهیل این امر به مراجع زیربط شکوائیه وگزارشات خود را فرستاده ایم تا با شنا سایی ومجازات آمرین وعاملین این اقدام شوم ونا پسند،هم خدمتی به جامعه فرهنگی کشور نموده وهم پرونده این گونه اعمال بر ضد فرهنگ واندیشه را برای همیشه مختومه کنند،چراکه اگر خدای نا کرده مسببین آن شناسایی نشوند پایه گذاری این گونه بدعت ها در آینده خسارات جبران ناپذیری برای منطقه وباطبع کشوردر پی خواهد داشت.

حال تایخچه کوچک از فعالیت پایگاه اطلاع رسانی واولین خانه مطبوعات کاشان یا شاید تنها ترین خانه مطبوعات کاشان:

تاسیس15 اسفند 1378    موسس ومسئول خانه مطبوعات : محمدرضا جعفری مفرد طاهری

مدت زمان فعالیت 4 ساعت در روز    

تعداد نشریات موجود اعم از فصلنامه ،ماهنامه،دو هفته نامه،هفته نامه وموضوعات مختلف اجتماعی ،فرهنگی ،خانوادگی،هنری،سیاسی،اقتصادی وعلمی که بالغ بر 70 نوع میباشد ،علاوه برآن روزنامه های مختلف رسمی کشوری نیز دراین مرکز فرهنگی جهت مطالعه عموم به خصوص قشر جوان بصورت رایگان قرار می گرفت،که تعداد مراجعین جهت مطالعه در خانه مطبوعات از بدو تاسیس تا خرداد ماه 85- 74393 نفر میباشد.در پایان بر خود لازم میدانیم از کلیه عزیزانی که در این چند سال ما را یاری رسان بودندتشکر وقدر دانی نماییم وامیدواریم با استعانت از پرودگار متعال وبا همت شما عزیران بیش از پیش بتوانیم دوباره در خدمت فرهنگ واندیشه باشیم ودر جهت اعتلای آن بکوشیم.

در پايان با نيايش از استاد عزيزي كه با اين شرايط سازگار است به اين نوشتار پايان مي دهیم:

خدايا ! همواره تورا سپاس مي گذاريم كه هرچه در راه تو و در راه پيام تو پيشتر مي رويم و بيشتر رنج مي بريم آنها كه بايد ما را بنوازند ، مي زنند آنها كه بايد همگاممان باشند سد راهمان مي شوند ، آنها كه بايد حق شناسي كنند ، حق كشي مي كنند آنها كه بايد دستمان را بفشارند ، سيلي مي زنند آنها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند بيش از دشمن حمله مي كنند و آنها كه بايد در برابر سمپاشي هاي بيگانه ستايشمان كنند ، اميدوارمان كنند و تبرئه مان كنند ، سرزنشمان مي كنند ، نوميدمان مي كنند ، متهممان مي كنند تا در راه تو از تنها پايگاهي كه چشم ياري داريم و پاداشي ، نوميد شويم تا تنها از تو پاداش گيريم و در حسابي كه با تو داريم شريكي ديگر نباشد . سپاس مي گذاريم (با تلخيص و تغيير جزئي ، نيايش دكتر علي شريعتي )

                              

Image hosting by TinyPic

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسئول خانه مطبوعات

Image hosting by TinyPic

 

 

  Image hosting by TinyPic

                                                                                                  

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                       

Image hosting by TinyPic

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسول روابط عمومی پایگاه اطلاع رسانی

خانه مطبوعات طاهرآباد کاشان

بقیه عکسها را در پست قبلی می توانید ببینید؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 16:4  توسط آشنای غریب  | 

http://kashaniha.blogfa.com/post-266.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 23:2  توسط آشنای غریب  | 

سلامی دیگر وبه نام عدالت گستری دیگر و.....

آذر ماه عدم برگزاری یادبود فروهرها اختناق وجمهوری اسلامی

واینک خاطره ای وحادثه ای واتفاقی وگزارشی زنده از اختناق وخفقان در حکومت شاهنشاهی البته حکومت شاهنشاهی دیگر وجود ندارد وبجای آن حکومتی عدالت گستر آمده است و نیروهای مخلص وانقلابی و وجدان دار وخدا وپیغمبر شناس وعلی وار وعلی گونه در مهمترین وحساس ترین پستهای نظام مقدس جمهوری اسلامی مشغول به انجام وظیفه میباشند وهمه آنها سربازان امام زمان هستند ودر میانشان هستند سربازان گمنام امام زمانی که از آبرو وحیثیت مردم دفاع میکنندواجر خود را از خداوندشان طلب میکنند ودیگر نه سعید امامی وجود دارد ونه کاظمی ونه قتلی ونه اختناقی ونه....اما آنچه من دیدم یا بقیه مردمی که درروز چهارشنبه اول آذر از خیابان هدایت روبروی کوچه مراد زاده عبور میکردند ویا کسبه ای که در آنجا می باشند ویا همسایگان آنان شاید در این کشور نبود؟؟؟!!!شاید در این کشور بود اماشاید این حادثه در زمان حکومتی غیر اسلامی بود؟؟؟!!! آری این اتفاقات را نمیتوان به حکومتی نسبت داد که در آن برمسندهای وعظ وخطابه اش واعظان از علی فریاد میزنندو مظلومیت اورا ندا میدهندوفریاد بر می آورند که علی گفت:اگر مسلمانی بشنود که در حکومت اسلامی خلخالی را ازپای زن یهودی بیرون آورده اندوازغصه بمیرد بر او رواست.پس کجاست علی ؟؟؟!!!کجاست عدالت وعدل علی که فریاد میزنید؟؟؟؟؟!!!!!! نه ببخشید اشتباهی رخ داده است ؟اینجا حکومت علی است پس اگر میبینید مسلمانی فریاد بر نیاورده است پس مسلمانی وجود ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! اما شرح ما وقع حادثه........ خیابان سعدی شمالی ـخیابان شهید قائدی ـکوچه مراد زاده پلاک ۲۲ اینجا کجاست ؟وقرار است چه برگزار شود؟اینجا منزل شیرمردی است از تبار یاران مصدق! مردی که خود را وقف مردم کرده بود!او زندان کشیده رژیم پهلوی بود؟!!او خدمتگذار مردم بود؟!!آری اما آنهایی که او وهمسرش را شبانه سلاخی کردند نمی دانستند وشاید می دانستند ؟؟؟!!اما آن زمان که اودر زمان رژیم منحوس پهلوی در زندان ها شکنجه میشد آنها شاید وجود خارجی نداشتندواما حال .......

پس مگر چگونه است که اینگونه میبینیم؟؟!! پس بعد از ۹سال اینک خیابان قائدی همهمه است؟؟ مثل هر روز نیست؟از سعدی شمالی میگذریم به دنبال کوچه مرادزاده میگردیم. کوچه ها آشناست اگر روی نقشه نگاه کنید نامها برایتان آشناست ؟!خیابان انقلاب آشناست؟!!میدان امام حسین نزدیک است؟!!بهارستان ومجلس و مصدق ونطق ای آتشینش گوش را نوازش میدهد؟؟!!راستی در همین کوچه بود که از دست ماموران ساواک فرار کردیم؟؟!! اینجا همان خانه ای بود که در آن فیلم سرباز فراری را پناه داده بود؟!آخ مهدی رضایی را در همین جا همین نزدیکی ها دستگیر کردند ؟؟!!احمد در همین خیابانها اعلامیه پخش میکرد؟؟!!گوشه گوشه این خیابانها خاطره است از رشادتهای مجاهدین؟؟!!واینک یکی از مجاهدین در خانه خودش خانه ای که مثل همه مردم داشت زندگی می کرد تا....آری او به کاخ های نیاوران کوچ نکرد ؟؟!!!چون که خود را از مردم جدا نمی دانست وشاید یکی از دلایل قتلش همین بود؟؟!! اما باز حال وحوایی دیگر بود با خود می گفتم شاید در مسجد فخر مراسمی دیگر قرار بوده است که باشد وشاید آن مهمتر باشد؟؟؟!!!!! پس چه بهتر که یادبود رادمردی را در منزل خودش برگزار شود.اما وقتی روبروی کوچه رسیدیم ماموران انتظامی توجهمان را جلب کردند گفتم شاید برای ایجاد امنیت آمده اند تا نکند سعید امامی ها دیگر وارد معرکه نشوند اما زهی خیال باطل چه با اندکی تعمل دریافتم که آنان کوچه را بسته اند و ورود به آن را ممنوع کرده اند ؟؟!!!هم اینطرف کوچه را وهم طرف دیگرش را ؟؟کمی صبر کردیم گفتیم به آنطرف برویم شاید راهی پیدا کنیم اما آنطرف نیز اینگونه بود ؟؟جلوتر رفتم چند نفر از نیروی انتظامی ایستاده بودند وچند لباس شخصی؟؟؟!!!به یکی از آنها میخورد که مامور باشد چرا که محاسنی همچون سعید ؟؟!!داشت؟؟ اما یکی دیگر از آنها که شاید جوانی بیست و چند ساله بیشتر نبود جلو آمد وبه من که قیافه ای نسبتا موجه؟!!دارم گفت :ببخشید کاری دارید اینجا.ومن قیافه ای حق به جانب به خود گرفتم وگفتم چطور مگه واو کمی جا خورد ولی گفت:اگر از همکاران هستید که هیچ وگرنه اینجا ایستادن قدغن است؟؟؟ ومن بدون اینکه حرفی بزنم به طرفی دیگر رفتم .کمی پیاده خیابان هدایت را راه رفتیم . کسی جرات ایستادن نداشت؟؟!!حتی کسی حق نداشت دوبار از خیابان عبور کند؟!خیابان پر بود از مامور انتظامی شاید بتوان گفت با تمام توان آمده بودند؟؟؟آنهایی که برای مراسم می آمدند با در بسته مواجه میشدندوعده ای از عزیزان ملی مذهبی کمی با گفتگو مجبور به ترک خیابان می شدند؟؟!!البته تا آخر خیابان توسط نیروهای لباس شخصی مورد تعقیب قرار میگرفتند؟؟!!تمام خیابان پر بود از مامورین اطلاعاتی ولباس شخصی با چهره ای مشخص(بخوانید با ریش)وبدون چهره ای مشخص(بخوانید سه تیغ)؟؟!!!!یکی از دوستان میگفت از ساعت ۸ صبح کوچه را بسته اند؟؟؟!!!حتی اعضای خانه از ترس اینکه دیگر به خانه راحشان ندهند یا آنجا را پلمپ کنند بیرون نمی آمدند؟؟!! بیشتر از این دیگر نمی شد ایستاد اگر کمی اهل شناختن بودیدی ماشینهای پلاک شخصی اطلاعاتی قابل شناسایی بود ؟؟!! کمی دورتر ماشین حامل خانم های نیروهای انتظامی،همانهایی که در میدان هفت تیر از زور بازویشان استفاده شده بود نیز پارک شده بود؟؟؟؟!!!!. سری به کتابخانه ایت ا.. منتظری زدیم وبرگشتیم ؟؟ اذان میگفتند تازه به خود آمدم که ما مسلمانیم واینجا کشور اسلامی است ومذهبمان تشیع است؟؟!!پس به فکر نماز افتادم ودر همان نزدیکی مسجد انصار بود ؟؟وواقعا که مسجد انصار بود؟؟؟!!!  وضو گرفتیم ونماز اما .. دیدم مسلمانانی که با زبان وچشم و ... عابران را تهدید میکردنند وآنان را موجودات فرا زمینی ویا غیر ..ویا کا... میدانند وضو گرفته اند و به در گاه خداوند تضرع می جویند؟؟!!! نا خودآگاه به یاد سعید امامی افتادم وبر حال خودمان حسرت وافسوس و......وبه یاد خفقان دوران رژیم گذشته افتادم وگفتم نکند من به گذشته برگشته ام ؟؟؟!! اما نه اینجا کشوری اسلامی است که ۲۷ سال قبل در آن انقلاب شده است برای استقلال آزادی و جمهوری اسلامی وباز افسوس و صد افسوس واینکه یک سوال فقط یک سوال از هزاران سوالی که در ذهنم لاینحل مانده می پرسم اگر طبق اصل سیزده قانون اساسی تمام اقلیتهای دینی اعم از زرتشتی وکلیمی و...در انجام مراسم دینی خود آزادند چرا از برگزاری مراسم یادبود ومذهبی رادمردی بزرگ جلوگیری میکنند؟؟؟!!مگر بیشتر از دویست نفر در یک خانه جای می گیرند ؟؟!!!پس از چه هراس دارید؟؟؟!!!!سر انجام خیابان قائدی  کوچه مراد زاده،میدان بهارستان،خیابان سعدی،میدان ژاله ،میدان امام حسین ،خیابان ۱۷ شهریور را با حال و هوایش ترک گفتیم وآنهار را تنها گذاشتیم وما موران کما کان آنجا بودندو من در حال وهوای آن روزها ...ودر حسرت....................

در پایان خواندن گزارش یار دبستانی را به دوستان توصیه میکنم.

به سفارش دوستان: ۱- به مناسبت کشته شدن یک دانشجو

۲-ادامه نا آرامیها د دانشگاه پلی تکنیک

۳-مردی با مدرسه ای که چریک تولید می کند

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 5:35  توسط آشنای غریب  | 

به نام حضرت دوست و آغازی دیگر  اما با.....

در عصر هزاره سوم زندگی می کنیم دم از عدالت خواهی میزنیم سال را به نام پیامبر رحمت ومغفرت گذارده ایم اما ....اما آنچنان نیروهای خود را تربیت کرده ایم تا به نام تکلیف به وظیفه شرعی خود دست به کشتار زده وخون یکی را به ناحق بریزد آری توحید غفار زاده را میگویم او که درهمان روز هایی که پروانه وداریوش فروهر را با کارد سلاخی کردند فردی از همان گروه وبا همان تفکر وهمان مرام وهمان روش وشاید بتوان گفت از شاگردان مکتب سعید امامی، دستش به خون جوانی آلوده میشود؟؟!!! اما چه خوب است آنهایی که فریاد جنگ طلبی می دهند باید کمی به فکر اوضاع داخلی مملکت خود باشند؟؟؟!! اگر چه بازار عوام فریبی آنچنان داغ است که خود عوام فریبی خود دیگر خجالت کشیده است وبه کناری رفته است؟؟؟!!!اما هر چه پیش می رویم حنای این عزیزان حتی برای فریب خوردگانشان هم دیگر رنگی ندارد و وقتی نمی توانند با دروغ گویی راهی به پیش ببرند راه رد صلاحیت را پیش گرفته اند ومی دانند هر چه بیشتر دروغ بگویند مردم بیشتر دلسرد می شوند واین همان چیزی است که می خواهندوبه مراد خود میرسندچه شاید بتوان گفت این مرام جز مرام تشنگان قدرت است نه شیفتگان خدمت؟؟!!!

اما آذر ماه نوشتن برای آذر از زمانی که آن حوادث شوم به دست شیطان صفتان وددمنشانی که تا بالاترین مناصب حکومتی پیش رفته بودند اتفاق افتاد بسی سخت ودشوار است قلم یارای نوشتن برای این حادثه انسان را یاری نمی کند ،اما باید نوشت تا رسالت قلم انجام گیرد ،با نوشتن یاد یاران گرامی داشته شود ،تا قلم خود با نوشتن عزاداری کند اشک بریزد ،اما رسالت دیگرش افشای هر چه بیشتر ماهیت آنان  قاتلانی که شاید با حکمی دینی دست به این جنایات هولناک زدند،اما کدام دین ومسلک است که مجوز این جنایت را صادر کند؟؟؟!!پس رسالت دیگر قلم این است ،قلم غرش میکند او براشفته است تا پرده دری کند؟؟؟!!تا بگوید هنوز این تفکر شوم بر کشور حاکم است؟؟!!! هنوز به نام دین وبه نام اجام وظیفه دینی به راحتی خون انسانی را میریزند؟؟؟!!! تا بگوید اگرچه سعید امامی  خود را کشت ویا بهتر است بگوییم دستور داشت خود را بکشد ویا....؟؟!!!! ویا مباشرین قتلها را وابسته به اجنبی معرفی کردند ؟؟!!! اما حقیقت امر چیز دیگری است؟؟!! شاید بتوان گفت طرفداران تفکر امامی گرچه در آن زمان گوشه ای از حکومت را در اختیار داشتند ؟؟!! حال در صدد قبضه کردن کل حکومت می باشندواز هیچ کوششی فروگذار نیستند؟؟؟!!! اما آیا در این عصر اطلاع رسانی باز این امکان پذیر است....؟؟؟؟؟!!!!!!

حال بد نیست  گذری داشته باشیم به نشریات گذشته پیام امروز در آخرین شماره خود مینویسد:بزرگترین حادثه سال در پاییز ۷۷ رخ داد ماجرایی که مانند بمبی در داخل وخارج ایران ترکید.داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران واز ثابت قدم ترین مدافعان دکتر مصدق ونهضت ملی نفت وآشنای روحانیون زندان دیده دوران شاه ،وزیر پر تلاش اولین کابینه جمهوری اسلامی وهمسرش در حادثه ای{شما بخوانید نقشهای شوم}تکه تکه شدندوهنوز بهت حاصل از این ماجرا وجود داشت که ابتدا محمد مختاری نویسنده ومحقق عضو کانون نویسندگان،سپس محمدجعفر پوینده مترجم ونویسنده پرکار ناپدید شدندوپس از چند روز جنازه شان در گوشه ای پیدا شد.

اما یادداشتی از روزنامه صبح امروز۳۰ آبان ۷۸ در سالگرد قتلهای زنجیره ای با عنوان

 خون نا حق پروانه

یک سال از قتل فجیع پروانه فروهر گذشت.می گویندچنان مثله شده بود که نگذاشتندبستگانش جسدراببینند.اما به کدامین گناه چنین بیرحمانه کشته شد؟منطق جنایت گاه بسیار ساده است:فقط بدین دلیل که ممکن بود اگر زنده بماندسرنخی در مورد قتل شوهرش پیدا شود.می گویندسعید امامی چندروزبعداز قتل فروهرهابه مجلس پیرمردی اهل معنا رفته بودکه محفل انسی برای اهل ذوق دارد.آن پیر مردپس از ورود اسلامی مدتی سکوت کرده وسپس گفته بود آقایان آدم می کشند وبعد به مجلس ما می آیند.سعید اسلامی چند دقیقه بعد آن مجلس را ترک کرده بود.می گویند دست اندر کاران پرونده نمی توانندهمه چیز را در مورد سعید اسلامی وآنچه کرده بگویند.پرونده بسیار سیاهی است.پناه بر خدا از این کلام معصوم که((لو تعاینتم لن تدافنتم))اگر احوال یکدیگر را بالمعاینه می دانستید به دفن یکدیگر حاضر نمی شدید!چگونه شد که وضع ما بجایی رسید که پروانه فروهر را ناصبی ومرتد خواندیم وسعید اسلامی را هشت سال معاون امنیتی وزارت اطلاعات کردیم؟ لکن خداوندمتعال سنتها وقوانین خود راجاری کرده است و دنیا دار مکافات اوست:

دیدی که خون ناحق پروانه شمع را ****چندان امان نداد که شب را سحر کند

 ودر پایان نوشته امیر عزیز نیز خالی از لطف نیست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 5:27  توسط آشنای غریب  | 

به نام حضرت دوست وسلام وعذر حقیر به دلیل تاخیر

آقای احمدی نژاد لطفا کمتر صحبت کنید لا اقل اگر میخواهید صحبت کنید قبل از آن کمی فکر کنید؟؟؟؟!!!!یا اگر مشاور خوب اطرافتان پیدا کردید؟؟؟!!!کمی با او مشورت کنید؟؟!!یا لااقل کمتر الهام بگیرید؟؟!!!یا اگر خواستید صحبت کنید واین چیزها را خدای نکرده نیافتید ؟؟؟!!!استخاره بگیرید بعدا حرفتان را بگوییدیا اصلا به همسر آقای الهام که اهل زدن حرفهای معجزه آساست ؟؟!!بگویید که بگوید تا لااقل بزرگان به شما خورده نگیرند؟؟!!البته ایشان که به قول بعضی ها در مورد اینکه گفته اند دو تا بچه نا کافی است بیشتر شوخی است تا جدی ؟؟!!هرچه حقیر به این موضوع فکر کردم دیدم ایشان خیلی کمتر گفته اند وباید بیشتر میگفتندوخیلی روی این موضوع کارشناسی کرده اند؟!به چند دلیل: اول بگذارید بپرسم که:آیا می دانیدآقای احمدی نژاد با ۳۵ درصد آرا به صندلی ریاست جمهوری رسید؟آیا میدانید برای اولین بار در جمهوری اسلامی رییس جمهور در دور دوم انتخاب شدند؟!؟!آیا میدانید۴۰ درصد مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکردند؟؟وایا های دیگر...اما از آنجایی که جناح راست سنتی در کشور کمترین درصدآرارادرمیان قشر سنتی دارامیباشد وهمیشه این ۱۵درصد را برای خود داردوآقای احمدی نژاد در این دوره با وعده های دروغین توانست به غیراز این ۱۵ درصد،درصد کمی از آرای شناور رابدست آورد؟؟!!!وقتی می بیند که کم کم کاردهایش بدون دسته در می آید به فکر چاره میافتد وچه چیز بهتر از اینکه اطرافیان وطرفداران خود را به داشتن بچه بیشتر تشویق نماید چرا که حنایش دیگر برای این مردم رنگی نخواهد داشت ؟؟!!!!! پس چاره ای اندیشیده که از کودکی فرزندانی باشند که چشم وگوششان بسته باشد؟؟!! پس دلیل اصلی مطرح کردن  ازدیاد فرزندان همین می تواند باشدو زهی خیال باطل که با این وضعیت معیشتی دیگر کسی به فکر ازدواج هم نمیافتد چه رسد به.....؟؟!!! البته بدکم نیست شاید در آینده ای نزدیک نتیجه بدهدوایشان وجناح مربوطه چونکهاینکه آرای نفر اول مجلس آنها از نفر آخر دوره قبل در تهران کمتر شده است؟؟؟!!!!وبعضی با ۲درصد آرا به مجلس راه پیدا کرده اند؟! چنین راهکارهایی می دهند؟؟؟؟؟!!!!

واما از این دولت مهر ورزی همه چیز بر می آید چه همسر دکتر الف؟؟!!به تازگی به دفاع از خود برخاسته وگفته دیگران نسبت به بنده فحاشی کرده مرا در معرض تهمت های ناروا قرار می دهند؟؟؟!!!!باز هم خوب شد فهمیدیم ایشان معنی تهمت وناسزا رامیدانند؟؟؟!!!!!اما چرا خوابشان نمیبرد،!؟ خدا میداند؟؟؟!!!واینکه حتی آقای مهدوی کنی هم نتوانست در مورد دانشجویان ستاره دار کاری از پیش ببرد؟؟!ویا به عبارتی دیگر به حرف ایشان نیز گوش نمیدهند؟؟!!درمورد احمدی نژاد عطیه بیشتر توضیح داده است وهمچنین امیر .

ودر نهایت با این همه اوضاع واحول که می بینید .بعید نیست که صفار هرندی،احمدی نژاد را آزاد مردی بنامد که..؟؟!!!ویا از ورود تعدادی از دانشجویان واعضای سابق انجمن اسلامی به دانشگاه جلوگیری شود؟؟؟!!! ویاحسین جاودانی به دو ترم محرومیت در دانشگاه محروم شود؟؟؟!!!ویااساتید از دانشگاه اخراج شوند؟؟؟!!ویا مجید انصاری برای انتخابات خبرگان رد صلاحیت شود؟؟؟!!!و.و.و........

اما پیام نو     وخاطره ای دیگراز زندان از احمد زیدآبادی

سوال:به قضیه اعتصاب غذای خود در زندان اشاره داشتید.درآن موقع روزنامه معلوم الحال عصر (البته حال دیگه صبح؟؟!!) شایعه ای را مطرح کرد مبنی بر پیدا شدن یک شیشه عسل درزیر تخت شما.در این مورد توضیح بدهید؟

 در آن مدت مرا به سالن ۵ بند۲۶۹ بودند.من هم کف خواب آنجا بودم.لذا اصلا تختی نداشتم که زیرش عسل باشد.البته  آنجا قفسه ای بودکه سایر زندانیان نه فقط عسل که همه چیز برای صبحانه خود می گذاشتندولی من در آنجا مالک هیچ چیزنبودم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 4:33  توسط آشنای غریب  | 

باسلام وقبولی طاعات وعبادات              به نام عدالت

هر چه به خود فشار می آورم که ننویسم اما باز نمی شود ؟!انگار کسی دستم را گرفته است وبه همراهی دیگری مرا اجبار به نوشتن کرده است ؟! آخر اگر این وجدان نبود چقدر خوب بود ؟!دیگر انسانها برای خالی کردن شانه از زیر مسئولیت دیگر خیالشان راحت بود؟! اما هر چه به ذهنم فشار می آورم نمی شود؟؟! ناخوداگاه دستانم نام مهندس موسوی را می نویسد !وظلمی که بر او در این چهار ماه رفته است؟!می گویند وقتی نماینده مجلس بود به زندانیان سیاسی سر می زد.بسته شدن بازداشتگاه توحید ویا شکنجه گاه توحید؟؟!!! ابتکار ایشان بود.وخیلی فعالیتهای دیگر که شاید حال تاوان آن را می پردازدودریغ از نمایندگان مجلس هفتم و وجدانهای .....؟؟؟؟!!!!!!!! اما نوشته فاطمه حقیقت جو درباره او خالی از لطف نیست!وهمچنین نامه اعتراض آمیز نمایندگان واقعی اطلاح طلب مجلس ششم؟؟!!وحتی وقتی خبری از هومن کاظمیان نیست؟!وهنوز کیوان انصاری در باز داشت است؟!واحمد باطبی به اوین باز گشته است؟؟!وهزاران هنوز دیگر و و و ....از چه بنویسیم ؟؟؟!!!!!!!

اما ادامه پیام نو و       احمد زید آبادی

 Image hosting by TinyPic

اشاره به دوران زندان خود داشتید اگر خاطراتی هم از آن دوران دارید بفرمایید؟   از ۷ماه بازداشت خاطرات زیادی دارم.چه طی آن دوماهی که در قرنطینه بودم وچه آن سه ماهی که در سالن ۳بند ۲۶۹ پیش بچه های کوی دانشگاه آقایان باطبی وعبد باقی بودم وچه آن۱۲ روزی که در اعتصاب غذا به سرمی بردم ودر نزد متهمان مالی در سالن ۵ بند ۲۶۹ بودم وچه آن دوهفته ای که در بند ۳۲۵ پیش اکبر گنجی ،باقی،شمس الواعظین ولطیف صفری بودم،از همه اینها خاطرات زیادی دارم.خاطراتی که خیلی جاهای آن تلخ وخیلی جاهای آن شیرین است. خاطره ام مربوط به بند ۳۲۵ است.آنجه بند را خالی  کرده بودندوفقط گنجی،باقی ،شمس الواعظین و صفری آنجا بودند و وقتی من به آنها پیوستم شدیم ۵نفر .گنجی آدم فوق العاده پر انرژی است ومی تواند بحث های خیلی طولانی انجام دهد.گاهی هفت-هشت ساعت بر سر یک موضوعی بحث می کردومن تقریبا انرژی برای ادامه آن را نداشتم.وقتی هم بحث می کند معمولاحرارت زیادی به خرج میدهد.به طوری که خود به خود ممکن است شما هم هیجان زده بشوی وگاهی نگاه می کنی میبینی صدایت خیلی بالا رفته است در حالی که می خواستی بحث خیلی آرام پیش برود.به هر حال آدم خیلی پر انرژی است.مرتب هم این در وآن در می رفت و یا یک چیزی می نوشت و یا می خواست بحث کند در عین حال در حین صحبت هم دوست دارد تا راه برود وتو را هم وادار می کرد که باهاش راه بروی.چون تند هم راه می رفت ومن برای فکر کردن نیاز به مکث  داشتم برای لحظاتی می ایستادم.اما اودستش را می زد روی پهلویم که راه بیا واین را تکرار می کردمن بعضی وقتها می گفتم آقا ولم کن من اصلا با تو بحثی ندارم! از طرفی باقی به لحاظ شخصیتی خیلی آرام تر بود یک مقدار گوشش هم سنگین است.معمولا هم دوست دارداخبار را گوش بدهد.وقتی اخبار را گوش می دادیم آقای باقی برای اینکه راحت تربشنود دستش را می گذاشت پشت گوشش تا صدا را جذب کند.آقای صفری هم عادت دارد وقتی خبری را می شنود زود به تفسیر وتاویل آن بپردازدواین کار را همانجا با صدای بلند انجام می داد.درآنجا هم چون به آقای صفری به عنوان دکتر احترام می گذارند لذا نتیجه این میشد که آقای باقی تقریبا از اخبار چیزی نمی شنید وفقط کلافه می شدوسرش را می گرفت. شمس هم بالا خره در آنجا نتوانسته بد از سر پیپش بگذرد.یک دورهای شنیدم که پیپ را کنار گذاشت اما دوباره شروع کرده بود.چون توتون کاپیتان بلک که می کشید نبودیک مدتی سیگاررا باز می کردومی ریخت روی این پیپ که بوی خوبی هم نداشت!لذا گنجی معمولا کلافه می شدومی گفت این بو را قطع کند.گاهی این قظیه بوی سیگار بگو مگودرست می کرد ولی شمس در مجموع آرام بودوبا خونسردی معمولا دور میزد،یک پیراهن وشلوار سبز رنگی می پوشید ویک شال قرمز هم به گردن آویزان می کرد وپیپ میکشید.گاهی مطالعه می کرد وگاهی هم شیطنت می کردوسعی داشت بین آقای گنجی وآقای صفری یا صفری با گنجی یا باقی وصفری یا صفری با باقی یک کنتاکی ایجاد کند که سبب انبساط خاطر شود!

ادامه دارد....

اما در تازه ترین خبر احمد زید آبادی تهدید به پرونده سازی علیه خود وباز گشت به اوین شده است وبه نوشته خود ایشان:دو تن از دوستاني كه اخيرا پايشان از زندان 209 به بيرون باز شده است، از قول بازجوهايشان براي من پيغام آوردند كه به فلاني – نگارنده اين سطور – بگوييد كه "تنش مي‌خارد، پرونده‌اي برايش درست كرده‌ايم كه رويش يك وجب روغن است و به زودي با او برخورد خواهيم كرد." نمي‌دانم كه اين، يك تهديد به منظور ارعاب است يا اينكه واقعا نقشه‌اي برايم دارند. ادامه مقاله را خودتان بخوانید.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 5:24  توسط آشنای غریب  | 

با سلام وعرض تسلیت        به نام او

در سحر گاهی اینچنین وقتی شمشیر زر و زور و تزویر که با زهر جهالت وتعصب آبدیده شده بود فرق علی را شکافت او به آرزوی دیرینه خود رسید وفریاد برآورد که:

قسم به خدای کعبه که رستگار شدم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 4:56  توسط آشنای غریب  | 

سلام           به نام یکتاییها

وقتی مهر شده است جدای از این که در ماه رمضان هستیم ومی خواهیم کمی به فکر اصلاح وتذکیه روح وجسم خود باشیم ؟!بر آن شدیم تا کمتر بنویسیم تا خدای نکرده از لغزش به دور باشیم مثل همان عارفی که در بیابان خود را محصور نموده تا مرتکب گناه نشود؟؟!!اما در مهر باید از مهر نوشت اما....

وقتی محسن سهرابی از دانشگاه اخراج می شود؟؟!!!!وقتی ئاسو صالح به یک ترم تعلیق محکوم می شود؟؟؟؟!!!وقتی مهندس موسوی در زندان شکنجه میشود؟؟؟!!!! وقتی احمد باطبی هنوز در زندان ودر شرایط نامناسب به سر میبرد؟؟!! وقتی پزشک معالج اکبر محمدی بازداشت میشود؟؟؟!!وقتی از ادامه تحصیل دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد جلوگیری میشود؟؟!!وقتی شخص اول مهرورزی در ایران ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را هماهنگ با قدرتهای جهان نامیده به قولی شناسنامه انقلاب را فردی کج فهم وجاهل وقدرت طلب داخلی می نامد؟؟!!!وبه خاتمی که گفته بود به نام عدالت ورزی توزیع فقر نکنید؟!می گوید معنای توزیع ثروت یعنی چند تا پول قلمبه دست عده ای خاص ؟!این هم ادبیات ناب همیشگی ایشان؟؟!!این همه مهر ورزی ؟؟؟!!تازه سرکار خانم الهام که گفته اسناد را از هاشمی رفسنجانی بگیریدرا نزدیک بود فراموش کنم چرا که ایشان حرف های تاریخی داردمیزند؟؟!!اینها همه از سر مهر ورزی دولت خدمت گذار است؟؟؟!!اینها همه توزیع عدالت است وآوردن نفت بر سر سفره های مردم ؟؟اما آقای احمدی نژاد کمی تعقل کنید ؟؟!آوردن نفت را که حاشا کردید؟!!گرانی را که می خواستید حاشا کنید نتوانستید؟؟!!فقط حقوق یک کارگر را بجای حقوق خود قرار دهید آنوقت بگویید گرانی نداریم وانرژی هسته ای حق مسلم ماست؟؟!!؟!!؟؟!      اما الوعده وفا شرمنده با تاخیر پیام نو

هفته نامه پیام نو   مدیر مسئول:علی اکبر زاده** سر دبیر:محمد حافظ زاده  شماره  ۱۴ تیر ۱۳۸۰

درگلو مانده هادرگفتگوی اختصاصی با احمد زید آبادی

 Image hosting by TinyPic

احمد زید آبادی عضو هیات مدیره انجمن صنفی روز نامه نگاران ایران ونویسنده روزنامه های اصلاح طلب می باشد وی که در حال ارایه پایان نامه دکترای علوم سیاسی خود به دانشگاه تهران است دارای ۳۶ سال سن و...است.زید آبادی با بیش از ۷ ماه باز داشت موقت،در کنار سایر روزنامه نگاران اصلاح طلب بخشی از هزینه اصلاحات را پرداخته و هم اکنون در انتظار حکم خود به سر می برد.عضو تحریریه همشهری از مجموع ۷ماه باز داشت خود ۳ماه را درسالن ۳بند۲۶۹در نزد دانشجویان کوی دانشگاه ،دوهفته در زندان ۵۹،۱۲روز درسالن ۵ بند ۲۶۹ در اعتصاب غذا ومابقی رادر بند۳۲۵درکنار باقی،گنجی،شمس الواعظین ولطیف صفری گذرانده است واز آن روزگار نیز خاطراتی دارد.

سوال :انتخاب مجدد خاتمی و۴سال آینده؟ باتوجه به اینکه ایشان در ۴سال گذشته با هر ۹روز یک بحران مواجه بوداگر این بحرانها بخواهد بهدهمان صورت به طور ادواری اتفاق بیافتدواقای خاتمی هم قرار باشدرفتار ۴سال گذشته را ادامه دهددولت به حل هیچ مشکلی نمی رسد .از این جهت باید یک برنامه ای داشته باشد تابتوانداز این بحرانها جلوگیری وآنها راکنترل نماید تادر واقع یک ثبات مردم سالاری بوجود بیاورد کهدر سایه آن ثبات بتوان به رفع معضلات عمیق اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی جامه پرداخت.ازهمین رواصلاح طلبان به این نکته رسیده اندکه دولت بایدکارآمد وقوی باشد.همچنین باید ستاد اصلاحات در نهاد ریاست جمهوری تشکیل شودواینها همه چیزهایی است که فکر نمی کنم گریز ناپذیر باشد. .....ما راههای خیلی زیادی پیشرو نداریم اصلاحات یا پیش میرود یا شکست می خورد.اگر بخواهند هم در روند اصلاحات کار شکنی شود وهم این شکافی که درحاکمیت پیش آمده واین دو گانگی قدرت استمرار پیدا کند وبخشی از حکومت فعالیتهاوتلاشهای بخش دیگری از حکومت راخنثی کنداین به منزله این است که دولت نتواند هیچ تصمیمی بگیرد واگر هم تصمیم گرفت نتواند اجرا کندواین به معنای رشدمعظلات اقتصادی، اجتماعی است.یعنی رشد بیکاری ،رشداعتیاد،رشدفساد،فقر وهمه مفاسد ناشی از فقرکه دراین صورت با یک فروپاشی اجتماعی روبرو می شویم واین تعارف بر دار نیست.یعنی طرف مقابل اگربخواهددرامور دولت کارشکنی بکندبه معنی فروپاشی اجتماعی است.

ادامه دارد...

اما جدید ترین نوشته  ایشان:دست آورد حماس

شاید نوشتن پست بعدی حقیربه دلیل مشغولیت کمی به تاخیر افتد لازم است قبلا از دوستان عزیز عذر خواهی بنمایم وتولد همه مهری هامبارک.؟! التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 22:29  توسط آشنای غریب  | 

با سلام                                    به نام حضرت حق

باید از مهر نوشت اما وقتی ....

پس از معجزه تیرماه ۸۴ وروری کار آمدن به قولی حزب پادگانی ؟!!!!معجزاتی هر از چند گاهی توسط دولت مردان جدیدواطرافیان ایشان کشف شده به اطلاع عموم مردم رسیده صدا وسیمای مردمی ؟؟!!!جمهوری اسلامی نیز از روزها قبل وبعد از آن، روی آن مانورهای مختلف می دهد تا مردم هرگز آن را فراموش نکنند.از هاله نور گرفته تا نفت سر سفره مردم تا فاطمه رجبی و......

واینک احمدی نژاد وتوانستن و عزل ایشان توسط هر فرد ایرانی؟؟!!!!

ایشان در سخنرانی خود در سازمان ملل می فرماید:یک شهروند ایرانی به راحتی می تواند از من شکایت کرده وحتی مرا عزل کند.بقیه سخنان معجزه آسا را بخوانید.اما ایشان شاید در کشوری دیگر زندگی می کنند ؟؟!!وبرای مردم کشور دیگری را می گفتند؟!؟!وشاید هم دوباره معجزه!!وشاید الهام!!!و...اماچند سوال از رئیس جمهوری که به آزادی بیان احترام می گذارد وعین آزادی را قبول دارد که:دلیل باز داشت مهندس موسوی پس از صد روز چیست؟دلیل باز جویی شدن ایشان توسط چهار باز جو چیست؟ دلیل عدم ثبت نام دانشجویان پذیرفته در مقطع کار شناسی ارشد وبلا تکلیف ماندن آنها چیست؟؟!!دلیل باز داشت فردی که کاریکاتوری از شما کشیده بود چیست؟ اخراج پیمان عارف ازدانشگاه چیست؟!این عین آزادی کجاست.برای مردم است یا برای مسئولین حکومتی؟؟!!وشاید هزاران سوال دیگر.....

وچند تا خبر ناراحت کننده که : اول یه مطلبی خوندم که سرم سوت کشید؟؟!!فقط شما هم بخونید.**دوم اینکه مهندس موسوی در زندان شکنجه می شود؟!***سوم اینکه ناصر زرافشان به زندان باز گشت؟؟!!چهارم اینکه حبیب الله پیمان به دادسرا احضار شد؟؟**پنجم اینکه زندانهای کشور پر شده است؟!! وهزارم اینکه ............؟؟!!!! البته همه اینها عین آزادی است ؟؟!!باور ندارید از معجزه هزاره سوم بپرسید؟؟!!!!

ودر پایان امیدوارم ایشان از سخنان بنده ناراحت نشده وعین آزادی را در مورد حقیر به اجرا در نیاورند؟!!ومژده به دوستان عزیز که پس از راه نو اگر زنده بودیم به مرور پیام نو خواهیم پرداخت؟؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 10:35  توسط آشنای غریب  | 

با سلام                                       به نام خدای یگانه

پس از کودتا علیه مطبوعات در اردیبهشت ۷۹اینک نوبت نامه ،شرق ،حافظ وخاطره رسیده است؟؟!!؟؟

Image hosting by TinyPic

ما نیزاین ضایعه اسفناک رابه کلیه دست اندر ارکاران صدیق مطبوعات تسلیت عرض می نماییم وهمچنین به نشریات حامی دولت خدمت گذاروعزیزان وزارت ارشاد خصوصا برادر حسن وحسین تبریک عرض مینماییم؟؟؟؟!!

واما اگر کمی به سایتهای پشتیبان آقای رئیس جمهور سری بزنید شاید دلیل توقیف این گونه نشریات رامی توانید دریابید؟؟!!نشریاتی که در هیچ یک از آنها نمی توان کوچکترین تهمت وافترا همچون حرف های همسر دکتر الف،نشریات کیهان ،رسالت،خصوصا یالثارات که گل سر سبد آنهاست!!!پیدا نمود.اما تازه ترین خبر در موردتوقیف نامه اینکه به گفته مدیر مسئول ایشان چند روز قبل به طور غیر رسمی به ایشان اطلاع داده اند؟آنهم به دلیل چاپ شعری از سیمین بهبهانی بوده است؟همچنین به گفته ایشان دیشب افرادی نا شناس به دفتر ماهنامه نامه وارد شده اند؟!!!  اما مطالبی در این مورد:

توقیف مطبوعات در ایران ،تنفس سخت تر می شود؟

شرق هم نتوانست بماند!!

راستی کاریکاتور شرق را در مرثیه ای برای گلگونه ها ببینید

وچند خبر اینکه : همسر مهندس موسوی موفق به دیدار وی نشد***بازهم سرکوب انجمنهای اسلامی که از دولت خدمتگذار بعید نیست؟؟!!! دوستان را در این مورد به مطلب چند وقت گذشته حقیر ارجاع میدهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:4  توسط آشنای غریب  | 

به نام خالق هستی    با سلام

بدترین خبری که میتوان شنید؟؟  میتوان گفت ؟!!!اما نمی توان فراموش کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!احظار دانشجویان به مراکز اطلا عاتی؟!!ادامه تحصیل به شرط سکوت سیاسی؟؟؟!!!!به کجا می روید؟از چه می ترسید؟!چرا اینقدر هراسانید؟!مجرم را در خانه آسوده داشته اید ؟!کودکان را به جرم گریه وفقان از بی توجهی به مسلخ اخراج میبرید؟!!!!!

وقتی سایت نوسازی نزدیک به آقای رئیس جمهور اولین سایتی است که صحبتهای همسر سخنگوی محترم دولت را منتشر میکند نباید آنچنان انتظار داشت که صحبتهای ایشان بجز تهمت وافترا و...چیز دیگری باشد؟!چنانکه با توجه به نوشته های نویسندگان آن فاطمه رجبی با دشمنان خارجی مخصوصا آمریکا ومخالفین ومعاندین اسلام همراه وهمزبان به تهمت زدن به رئیس جمهوری سابق ایران شده است.به عنوان مثال خانم محسنی به دلیل تیتر روزنامه شرق درتکذیب دیدار آقایان هاشمی ومصباح به انتقاد از آنان پرداخته می نویسد:

روزنامه شرق با غفلتي در خور تامل _ بخوانيد شيطنت هدفدار و جهل معاصر _ و با لبخندي مكارانه و حاصل يك خرسندي كاذب تيتر ''تكذيب ديدار هاشمي و مصباح'' را براي ''تيتريك'' انتخاب مي كند تا زردي روشنفكرمابانه خود را بار ديگر ثابت كند. ***بد نیست از ایشان بپرسیم نظر شما در موردتیتر روز قبل روزنامه کیهان با عنوان دیدارآقای هاشمی ومصباح چیست؟؟؟!!!!!!!!

 همچنانکه آقای حق طلب در دفاع از سر کار رجبی گوی سبقت را ربوده است؟!وبا تایید سخنان مشارالیه به دفاع از ایشان نموده است ودفاع از ایشان را وظیفه هر خواهر وبرادر ایرانی میداند؟!واما انچنان که یه انتقاد دلسوزانه ای از خانم موحد به چاب رسیده است ودر ان آورده شده است به نقل از امام(ره)که: هر وقت غربی ها از شما حمایت کردند بدانید که راه را خطا رفته اید.واینکه هنگام صحبتهای آقای خاتمی در کلیسای واشنگتن مخالفین ایران از هر کوی برزن جمع شده بودند وبر علیه ایشان شعار داده او را جنایت کار می نامیدند و......؟!!چه نتیجه ای میتوان گرفت ؟!آیا غیر از این نیست که صدای همسر دکتر الف با غربیها ومعاندین یک جور میباشد؟؟!!!آیا نمی توان گفت که ایشان با آنها همفکر وهم عقیده اند؟؟؟!!!!!پس تفاوت ایشان با مخالفین ومعاندین وآنهایی که خواستار ساقط شدن جمهوری اسلامی ایران می با شند چیست؟؟!!!!!!!!!خودتان قضاوت کنید؟؟؟؟!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:53  توسط آشنای غریب  | 

به نام او         با سلام خدمت دوستان            شرمنده خبر نمی تونم بدم چون سایت هافیلتره؟!!

هنوزچندصباحی از صحبتهای مقام رهبری در مورد عدم تخریب شخصیتهای کشوری ولشگری نگذشته بود که فاطمه رجبی همسر مکرمه سخنگوی محترم دولت قلم در دست گرفته همچون تیری که از چله کمان رها میشود آن  را به سوی قلب دشمن (البته به زعم ایشان)رها کرده است؟! پس از آنکه چندی قبل با نوشتن تهمت ها وافتراههای خود به دولتمردان سابق ازجمله کسانی که زندانها در زمان شاه رفته اند(نمی دانم ایشان آن زمان کجا بودند)مورد نکوهش قرار گرفته بود( هم از طرف دوست هم از طرف دشمن؟!)البته انقدر بر خورد قضایی شدید بوده وشاید ایشان در حبس بوده اند؟! چرا که هنگامی که از حبس بیرون آمده اند جوگیر شده اند وحواسشان سر جای خود نبوده است که حتی خواستار خلع لباس رئیس جمهور ملعون؟! سابق ایران؟!شده اند !!!؟؟؟؟؟!!!البته به نظر حقیر ایشان آنقدر از سخنان مقام رهبری ذوق زده بودندوحال وهوای بازداشت؟!؟!به ایشان نساخته بوده که همه افعال را نا خواسته بر عکس به کار برده است ؟!وگرنه مگر می شود همسر سخنگوی دولت خدمت گذار؟!!؟ودختر گرامی علی .... بزرگ!؟با آن همه اصالت خانوادگی چنین عمل درست...ببخشید !!اشتباهی انجام داده باشد؟!؟!مگرمیشود چنین فرد مخلصی ۸ سال گذشته که هیچ ۸سال قبل از آن رانیزمتصل به آمریکا بداند؟؟!!!!خوب است بگویید آمریکا انقلاب کرد وحکومت ظلم به راه انداخت ما آمدیم با ....در سوم تیر انقلاب کردیم؟؟!!!گذشته از صحبتهای پراز گل ؟!و بلبل؟! وتعریف وتمجید!؟ که قلم از بیان آن عاجز است؟؟!درفکر اینم  که:مدعی العموم کجاست؟  به راستی ازخود می پرسم  این سخنان چه معنی می تواند داشته باشد؟آیا زیر سوال بردن تمام فعالیت های دو دولت قبلی(۱۶سال)هیچ ذهنی را تشویش نمی کند؟آیا دولتها ودولت مردان قبلی را عامل آمریکا دانستن زیر سوال بردن رهبری نیست؟روزنامه نگاران واندیشمندان که دولتها را منصفانه نقد می کردند باعث تشویش اذهان می شدند!؟وجایشان در زندان بود ؟وراهپیمائیها به را می افتاد؟! و کفن ها پوشیده می شدو ........؟؟؟!!!!حال این همه تهمت واقترا را چه می توان نامید؟!مدعیان خصوصی کجایند؟؟!!از همه مهم تر....................................... مدعی العموم کجاست؟...................؟؟؟!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 23:59  توسط آشنای غریب  | 

باسلام                                    به نام حضرت دوست    

نمی دونم آیا خبرهایی که می نویسم برای بعضی ها جالب توجه است یا کسل کننده ؟به هر حال به خوبی خودتون منو ببخشید.واما مطابق معمول ببینیم خبر چطوره؟ بعدا راه نو ،اونم آخرین شماره ای که من دارم وشاید آخرین شماره ای که به چاپ رسیدچونکه میشه حدس زد؟!   واما خبرها: پلیس باز هم زنان را متوقف کرد؟!البته عکسهای مربوطه را می توانید اینجا ببینید.طرح جدید برای کنترل سایتهای اینترنتی{پس دیگه کم کم باید خداحافظی کرد؟!}مدیر زندان اوین:همه بیایند وزندان اوین راببینند{اولا اگه بیان در را زآن طرف شاید ببندید؟!دوما با اوضاع واحالی که پیش میرود همه می آیند ومی بینند حتی بدون دعوت؟؟؟!!!!}حسن نصرا..از وقوع جنگ با اسرائیل ابراز تاسف کرد؟{خود کرده را تدبیر نیست؟؟!!!}عباس عبدی:اگر اهل فتوا بودم نفت را حرام می کردم{درباره نظر سنجی چه فتوایی صادر می کردی؟!!}

راه نو    شماره۱۹         ۷شهریور ۱۳۷۷

بر بالین خشونت محتضر:بهروز ناظر

درواقع نیروها وگرایشهای توتالیری که قصدشان مهاروهدایت همه چیز بودنیروهای امنیتی را به ابزاری سیاسی برای کنترل مخالفان قانونی تبدیل کردندونهایتانهادهای امنیتی رااز یک نهاد ملی برای دفاع از منافع حزبی سیاسی با منافع مشخص گروهی تبدیل کردند.{ببخشیداولا آنها مخالف قانونی بودند؟!دومامگر حالا از نیروهای دیگراستفاده می کنند انهم بر علیه موافقین وخدمتگذاران نظام................}؟!!!

برآمدن لیبرال دمکراسی های کژوکور(۲) :فرید ذاکر**ترجمه غلامحسین میرزا صالح

دمکراسی بدون لیبرایسم قانونمند،عملا کژوکور است،وتضعیف آزادی،سوءاستفاده از قدرت،واگرایی قومی وحتی جنگ از جمله همزادان خطرناک آن.   ....جانشین مناسبی برای دمکراسی پیدا نمی شود.دمکراسی بخشی از تن پوش زیبای مدرنیته است.{خشونت،زندان ،حبس وشکنجه هم بخشی ازتن پوش زشت وکریه دیکتاتوری است..؟؟!!!}

قرائت رسمی از دین درگفتگو با: محمد مجتهد شبستری

دین اسلام آن طور که در بسط تاریخی خود را نشان داده است،نظام هایی که در همه عصرها بتوان باان زندگی کرد نداشته است وهیچ دینی نمی تواند چنان نظامهایی داشته باشدواصلا چنین دعویی معقول


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 5:38  توسط آشنای غریب  | 

 به نام بیننده همه      سلامی دیگر          ویک عذر خواهی که :     اندکی این مثنوی تاخیرشد

درخبرها:گزارش تصویری مراسم بزرگداشت اکبر محمدی راستی اگه بغضتون باز شد ماروهم دعا کنید ...فقط زندانهای تهران پر نیست،افزایش زندانیان سیاسی***اگر کودتای 28 مرداد رخ نمی داد **سوگواری موسوی بخاطر مرگ پدرش در انفرادی**الهام خواستاربر خورد با نشر اکاذیب علیه دولت شد{نشر حقایق چطور؟!؟}وقتی باسخنرانی سروش درحسینیه ارشاد مخالفت می شود{ پس فرق آن با جلوگیری از سخنرانی شریعتی در قبل از انقلاب چیست؟؟!!! }شعبان بی مخ مردالبته فامیل ما نیست ها...!!!   

الوعده وفا                                        راه نو شماره ۱۷  ۲۴ مرداد ۱۳۷۷

چشم راست اسفندیار:بهروزناظر

خطبه های به یادماندنی آیت الله یزدی در نمازجمعه تهران که به حمله جماعتی بیست-سی نفره به روزنامه جامعه سابق وتوس منجر شدوسپس باتوقف واز سر گیری انتشارآن ادامه یافت،مدتی است درکانون بحث محافل سیاسی گوناگون قرار دارد..... حمله به خانه مرجع تقلید،آیت الله منتظری درقم وحوادثی که به دنبال آوردونیزحملات مکرربه اجتماعات قانونی ومراکز سیاسی وفرهنگی،مهمترین نمونه های مجرب مصونیت سیاسی وقانونی است که حمله کنندگاناز ان برخوردارندوقربانیان از آن محروم.؟!!درجهانی که اطلاعات ازدرودیوار وسقف آن می بارد،بستن درهاتنهابه منزله باز شدن کامل پنجره هاست وگرفتن جلوی سیل به منزله مقدمه چینی برای تخریب کامل سیل بند.درچنین فضایی می توان روزنامه هایی چون جامعه را بست اما جامعه راـدیگرـنمی شود بست .(شرمنده هم میتوان جامعه وتوس وعصر آزادگان و.....را بست هم می توان دهان ها ودست هارا و.....)

رابطه دین وآزادی:عباس عبدی

این روزها به دلیل خاصی رابطه دین وآزادی بیش از گذشته مورد بحث قرار گرفته است.یکی ازمهترین نکاتی که درخصوص مباحث اخیر میتوان مطرح کردنزدیک شدن دوسرطیف هواخواهان ومخالفان مذهب به یکدیگراست.هردو گروه ضددین ودین خواهان مستبد(درواقع خویشتن خواهان در لباس دین)دریک نقطه به هم می رسندوآن نقطه،استبداداست.استبدادضددینی رادر دوره رضا خان وفرزندش تجربه کردیم ونتیجه اش گرایش دینی دهه پنجاه وانقلاب اسلامی بود،امیدواریم که مستبدین دینی همچنان که تاکنون چنین بوده است،موفقیتی کسب نکنند،که نتیجه اش یک حکومت صددرصدضد مذهبی خواهدبود،وچیزی جز آشوب وبدبختی برای این ملت ببار نخواهد آورد.هرکس که طرفدار دین است بایدفقط وفقط از طریق ساز وکارهای آزادوعرفی وعقلی آن را رواج دهد،گار در این راه موفق شد،اجرش با خداوند،واگر هم موفقیتی نداشت به تکلیف خود عمل کرده ونزد خدای خود ماجور است.هر گونه تخطی از این اصل به نام دین جز ایناینکه مشکل جامعه رابیشتر ومردم را با دین مخالف،وعامل بهآن سیاست را نزد خداوندمحکوم کند،هیچ نتیجه ای نخواهد داشت(البته بجز زندان وحبس ومفتوح  بودن پرونده در قسمت دال.....؟؟؟؟!!!!!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 5:58  توسط آشنای غریب  | 

 

با سلام                               به نام حضرت دوست

اول چند تا خبر:

۱-راستش می دونید بایدبرای وبلاگتون مجوز داشته باشید!؟!؟!؟!؟!؟!؟

۲-آینده نو روزنام ای جدید با مدیر مسئولی عبدالرسول وصال

۳-کارناوال شادی در تهران برای پیروزی اس..!؟...آخ آخ..ببخشید لبنان راستی کی پیروز شد؟؟؟!!!

۴-مرگ یک خبر نگار در پرده ابهام؟نه درایران؟!

۵-شرمنده اول نگفتم..رئیس جمهورهم وبلاگ نویس شد هورا هورا می تونید بهش لینک بدید یا... راستی مجوز برای وبلاگ نویسی گرفته یا نه؟؟!!!

واما......

چرااز وزارت علوم دولت خاتمی تا دولت احمدی نژاد فاصله ای نیست ؟!

اگرمی بینید پس از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد فشا ربر نخبگان جامعه زیاد شده است؟! فعالیت انجمنهای اسلامی را متوقف کرده اند!آنها را منحل کرده اند !انتخاباتشان را باطل  اعلام میکنند ویا به کلی آن را منحل میکنندوکوچکترین ارزش که هیچ آنها را هیچ محسوب میکنند!ویا اگر در خبرها میخوانید که دفتر انجمن اسلامی امیر کبیر تخریب شد؟! نباید زیاد تعجب کنید که انتظار آن با روی کار آمدن دولت کریمه آقای احمدی نژاد می رفت؟اما ....اما اگر این اتفاقات در دولت آقای خاتمی بیافتد تعجب انگیز است؟!البته به غیراز حادثه کوی دانشگاه که قصه دیگری است؟پس بشنوید قصه انحلال انجمن اسلامی پیام نور قم وجلوگیری از فعالیت آن را از زبان عضو سابق شورای مرکزی ومسئول واحد سیاسی آن که البته گوشه ای از نامه ای است خطاب( با عنوان دانشگاه پیام نورقم کجاست که شاید در آینده تمام آن را دوباره بنوسم) به وزیران سابق علوم که برای چندین روزنامه به قولی اصلاح طلب فرستاده شد که متاسفانه به چاپ نرسید بجز در هفته نامه گویه قم به شماره ۶۱-نیمه دوم مرداد ۸۳اما بشنوید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 6:22  توسط آشنای غریب  | 

سلام    به نام یکتایی ها

نمیتوانم مطلب دلخواه خود را  بنوسم انگار یک نفر دیگر دارد مینویسدوجدانم اجازه نمی دهد تا چیزی غیر از این بنویسم آنقدر خبرهای ناگوار میشنوی که اصلا نمی توانی برای موضوعی که خودت انتخاب کرده ای بنویسی چه شده است؟؟!! به عنوان نمونه!

چه خبر است ؟! ما را چه شده است؟!از چه می ترسم؟انقلاب مخملی را از کجا آورده ایم؟!این چه صیغه ای است دیگر ؟!

شعار مهر ورزی میدهیم ... ؟؟قول میدهیم نفت را سر سفره های مردم بیاوریم ....سال را به نام پیغمبر رحمت ومغفرت نامگذاری میکنیم وووووووو.....

اما از آن طرف .........؟؟!! دانشجویان را ............ !؟اساتید را .......؟!!روشنفکران را .....؟؟!!....و..

سر خود را هم زیر برف کرده ایم؟! وجارچیان شعار میدهند آسوده بخوابید که شهر در امن وامان است؟؟!دروغ وتزویر را از که آموخته ایم ؟!نمی دانم مذهب ومراممان چیست؟!کدام دین را قبول داریم ؟!رادمردی در دین ما ۱۴قرن قبل گفته است:اگر دین ندارید حداقل آزاده باشید!؟بیایید کمی با مردم روراست باشیم!اگر به جای شعارهایی که گفتیم تا مردم باور کنند ویا بهتر ......... آیا بهتر نبود بگویم دولت ..... و.......؟! براستی که از چه میترسیم ؟! به عقیده حقیر از چند نفر دانشجو وروشنفکر و.... نباید ترسید؟باید از این بترسیم واز خود سوال کنیم چرا در زمان انتخابات ریاست جمهوری در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (تیپ ۳ عاشورا-کاشان )یکی ازمسولین (دعوت شده) ارشد حفاظت اطلاعاتش علنا به آقای هاشمی رفسنجانی توهین کرده اورا قارتگر بیت المال معرفی نموده ومی فرمودند:اگر به کاندیدای منتخب رای ندهید در هفته بعد یا باید به قارتگر بیت المال رای دهید ویا مروج فساد وفحشا در جامعه؟!!بیان این جملات در خارج ازسپاه ناپسند است چه برسد در جایی که هم از لحاظ قانونی جرم است هم بر خلاف وصیتنامه سیاسی امام(ره)میباشد ؟!وآن هم از زبان یکی از مسئو لین ارشد حفاظت سپاه؟؟!!وجالب تر اینکه پس از گوشزد کردن قانون لب به اعتراض گشوده وادعای اینکه از هیچکس هراس ندارد می نماید؟!! شما قضاوت کنید ! این جملات  چه معنی می تواند داشته باشد؟؟!!!

تا بعد.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 6:45  توسط آشنای غریب  | 

به نام حضرت حق

سلام

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

خبر خوش اینکه منصور اسانلو آزادشد.

خبر بد اولی اینکه مراسم بزرگداشت اکبر محمدی لغو شد ویا لغو کردند؟؟!!!

بدتر ازهمه اینکه قرار است فیلم اعترافات رامین جهنبگلو را پخش کنند.!!؟بهتر است بگوییم سعید امامی زنده است یا خدا او را بیامرزد!!!؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 5:50  توسط آشنای غریب  | 

 

به نام آنکه جان را فکرت اموخت

سلامی دوباره و یک راه نو دیگر    شماره ۱۶   ۱۷ مرداد ۱۳۷۷

سینما و سیاست،حکومت وسانسور درگفتگو با بهروز افخمی:

هر نوع حمایت از جمله حمایت مالی،به طور طبیعی منجر به نظارت گسترده تری بر سینما می شود واین،به تنبل شدن سینما وبی اثری وبی خاصیتی آن می انجامد.

قوه قضاییه وایجاد التهاب**حمید کاویانی

رییس محترم قوه قضاییه در خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به وقوع برخی تخلفات در جریان بسط آزادیهای اجتماعی در کشور ،با عصبانیت اینگونه اظهار داشت که مردم تحمل ندارند هر کس هر غلطی می خواهد بکند وممکن نیست بنشینندوتماشاگر باشند....

{چقدر خوب است که حال دیگر گسی غلطی انجام نمی دهد وهمه چیز به خوبی وخوشی است؟؟!!}

یکی از موارد استیضاح عبدالله نوری از وزارت کشور توسط مجلس ،ایراد سخنان تحریک آمیز در مجامع عمومی عنوان شد.اما آیا ممکن است رییس محترم قوه قضاییه نیز به اتهان ایراد سخنان تحریک آمیز از تریبون نماز جمعه ،استیضاح شود؟

{امر به معروف که استیضاح ندارد؟؟؟!!!!!!}

شخصیت خاتمی:آندروپف یا گورباچف؟فرد هالیدی(استاد دانشگاه لندن)**ترجمه سلاله حبیبی

نظام سیاسی ایران را نمی توان با مدل ساده ای تطبیق داد.خاتمی را می توان به آندروپف ویاگورباچف در سالهای اولیه حکومتش تشبیه کردکه بیشتر خواهان انجام تغییراتی باهدف حفظ نظام،ونه تغییر آن،بودند...همبشه جناحی در میان روحانیت وجود داشته که با نهادینه سازی قدرت به صورت فقیه یا امثال آن مخالف بوده اند.آنها وحشت داشتنندکه در هم آمیختگی اسلام با دولت،دیر یا زودعواقبی به بار بیاورد...... .

حق نخواستن:اکبر گنجی

دین بدون اکراه با((حق نخواستن))سازگار است ولی دین تحمیلی تابعیت محض را می طلبد...

تمامیت خواهان از رای مردم ودمکراسی نگرانندچون خواست مردم خلاف خواست آنهاست.لذا صورت مسئله راعوض میکنند ودرجهت منافع صنفی وگروهی  رای مردم را با اسلام، متعارض نشان می دهند.آزادی یکی ازحقوق اصلی انسانهاست.آدمیان در همراهی با جماعت به ذرات ((جامعه تودهای))تبدیل می شوند .اما دراعتراض ،نخواستن ،نه گفتن،خلف جهت حرکت کردن و....است که((خود))رانشان میدهند و((تفرد))شکل می گیرد.... .کسانی،خودرامحق میدانند وتمام مردم رامکلف .وقتی به توجیه رفتارهای خود می پردازنندبه حق استناد میکننداماوقتی رفتاردیگران(مردم،مطبوعات،دگراندیشان و...)راتحلیل میکنندآن رابه ((سو ء استفاده از آزادی))و((توطئه))تحویل می کنند.

فرهنگ: خانه ی بشریت ودر‌انسانیت**داریوش آشوری

انسان یعنی طبیعت یاوجودجسمانی زنده به اضافه ی فرهنگ.طبیعت منهای فرهنگ یعنی جهان زیستی پیش ـانسانی.از این رو،فرد انسانی از راه یکی انگاشتن خود با یک فرهنگ ومشارکت در یک زندگانی اجتماعی ـفرهنگی ست که هم هویت انسانی کلی وهم هویت انسانی خاص می یابد.اززمانی که مفهوم مدرن فرهنگ پدیدآمد وفرهنگ از نظر انسان شناسی ذاتی نوع انسان وفصل انسان وحیوان شناخته شد،دیگراز((انسان بی فرهنگ))سخن نمی توان گفت....

۲۸ماه ازنوع دیگر**محمد ترکمان

دکتر مصدق درمجلس شانزدهم،پرده ازنقش شهربانی ودستگاههای((امنیتی))درمخدوش ساختن اجتماعات قانونی ومسالمت آمیز برداشته ودخالت آن رادرایجاد تشنجات وبلواها آشکار ساخت.

{بعضی ها میگویند هنوزم آنها در این گونه موارد نقش دارند؟!!؟!}

دکتر مصدق:به عقیده اینجانب،نجات کشور ما منحصرا درایمان به دمکراسی حقیقی وایجادحکومت واقعی مردم بر مردم است وهر نوع حکومتی که به آراءوافکار عمومی متکی نباشد نه تنها قادرنیست خدمتی انجام دهد،بلکه منشاء بدبختی ماومصائب عظیم برای ملک وملت خواهد شدوسرانجام خودو مملکت رانابود خواهد ساخت....

{خوشبختانه در حال حاضرهم حکومت مردم بر مردم هم متکی بر افکار عمومی است؟؟!!!!!}

گفتاری دراولویت اقتصادی توسعه سیاسی**محسن رنانی

توسعه سیاسی،همان فرایندی است که به استقرار عقلانیت آیینی در جامعه می انجامد.اما عقلانیت آئینی کدام است ؟هرگاه ما آیینهاوقواعد کلی اجتماعی (از قبیل قوانین،سنتها،هنجارهاوارزشهاو...)راباانگیزه های عقلانی(یعنی با درکی شهودی از منافع اجرای آنها،ونه فقط براساس عادت یا از روی ترس)به کار بگیریم ومراعات کنیم،براساس عقلانیت آیینی رفتار کرده ایم.عقلانیت ابزاری همان عقلانیت حسابگر دو دوتا چهار تایی که ما در زندگی روز مره به کار می بریم. ثروتهای باد آوده، قدرتهای بادآورده،وتنازع بقایی که اکنون درجامعه مادرگرفته است،ناشی ازرشد بدون توسعه،وعقلانیت ابزاری بدون عقلانیت آیینی است.

ومقالاتی دیگر با عنوان:تمسک به قانون یا بازی با آتش(محمد گرگانی)موقعیتهای ایمانی(احمد نراقی)حکومت ولایی(محسن کدیور)انتخاب نو(گفتگو باعبدالعلی رضایی)خدا را درست مصرف کنیم(عابر پیاده)روشنفکری دینی ومسئله زنان(مهرانگیز کار)دشواریهای گذر به جامعه مدنی در ایران (علی برزگر).

واما شنبه جشن یکصد سالگی  مشروطیت در کانون اندیشه جوان سپهری برگذار شدکه  شیخ احمد اسلامی ودکتر نیازی ازسخنرانان بودند.البته  من چیزی نمی نویسم چون قرارشد صادق بنویسد فقط این را بدانید که یک نفر اطلاعاتی در جلسه حضور داشت.؟؟!!!!!!!

تا بعد......

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:39  توسط آشنای غریب  | 

با سلام

درایام نمایشگاه مطبوعات اردیبهشت ۸۳ ازیکی که به قول دکتر عباسی کارش شده وبلاگ نویسی اونم بااون هیکل لاغر اندامش!!؟....یک سوال پرسیدم.....

بگذریم...واما سوال والبته نظر حقیر این بود که یکی از دلایل وشایدمهمترین دلیل شکست جبهه مشارکت در ارکان دولت ورقابت برای کسب قدرت این بود که جبهه مشارکت بر ویرانه ها ویا بهتر است بگوییم بر پایه های پوسیده مجمع روحانیون بنا شد ومتاسفانه خود شان (آقای ابطحی ودوستانش) این را قبول نداشتند چنانکه ما خود از نزدیک آن را تجربه کردیم البته آنهم در انتخابات مجلس ششم(شایداگر فرصتی دست داد مفصلا توضیح خواهم داد) که آنها در خواب خرگوشی بودند وشاید تا بحال از آن خواب بر خواسته باشند،چرا که نهایت چپ سنتی همان راست می باشد وسرمایه داری و.....

اما نصیحتی مشفقانه که حداقل در انتخاب دبیر کل جدید اصلاح گرایانی جدید همچون دکتر رمضان زاده را بر وارثان چپ سنتی مرجح دارند..

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 5:40  توسط آشنای غریب  | 

به نام او

با سلامی دوباره

 

نشاط  ۱۲ مرداد ۱۳۷۸

قرار بازداشت عباس عبدی ازسوی دادگاه انقلاب قم تحت بررسی است.

خاتمی :ارکان نظام ،ازرهبری تاسایراجزا مبتنی بر رای مردم استوار است.

انجمن روزنامه نگاران از بازداشت خبرنگاران روزنامه های جبهه و زن ابراز نگرانی کرد.

محرومیت نشریات آوا،آبان وپیام هاجرازیارانه توسط وزارت فرهنگ وارشاد دولت خاتمی!!!!

پس وای به دولتهای دیگر... این هم از دوستدار فرهنگ!؟!؟

سعید مرتضوی در زمینه بازداشت عضو سردبیری صبح امروز اعلام کرد:

اگر ستاری در موعد مقرر حاضر نشود،اوراجلب می کنیم...

دیروز که اینچنین بود!...وامروز بدتر از دیروز!؟....خدا فردا را به خیر گرداند؟!؟...

حبیب الله عسگراولادی :مرز میان میان خودی وغیر خودی ،برای پاکسازی محیط زیست سیاسی جامعه لازم است ؟!....بد نیست حال از خود بپرسند وقتی در دولت جدید سهمی به آنها تعلق نمی گیرد یا آنها رادر قدرت سهیم نمیکنند به این دلیل نیست که موقع پاکسازی خود آنها شده است!؟...

واما..خرداد ۱۲-مرداد۱۳۷۸

قوه قضائیه جرم سیاسی را تعریف کرد ...

در لایحه تصویب شده توسط قوه قضائیه ،مواردی همچون شایعه پراکنی وتشویش اذهان عمومی از طریق نشر اعلامیه ،بیانیه وخبر نامه انجام مصاحبه،تبانی با احزاب ورسانه های گروهی کشورهای خارجی در هر سطح وبه هر صورت که به آزادی،استقلال ووحدت ملی،منافع ومصالح جمهوری اسلامی ایران مضر باشدجرم سیاسی عنوان شده است...

سعید حجاریان:آیا استفهام وپرسش مترادف توهین است؟

باید بگوییم نه تنها توهین است بلکه باعث این میشود یابه کنج زندان بروی ویا همانطور که دیدی گلوله ای میشود وبر روی گونه ات میشودویا.....

آیا به فاجعه دانشگاه تبریز رسیدگی خواهد شد؟

افرادمسلح وارددانشگاه شدندواقدام به تیراندازی به سوی  دانشجویان کردندکه در این درگیری خونین حدود ۱۵ نفر از دانشجویان که سه نفر ازآنهادختربودند بااصابت گلوله مجروح شدند..

افراد گروه فشار هرکه به دستشان رسیدرا به قصد کشت کتک زدندوبه سوی دانشجویان تیراندازی کردند....

آنها وارد خوابگاه خواهران می شوند وباضرب  وشتم خانم ها آنهارابااسلحه تهدید به مرگ میکنندکه گفته میشوددونفرازخواهران باگلوله مجروح شده اند....ازتعداد دستگیر شدگان توسط نیروی انتظامی اطلاعی دردست نیست........مجروحین حادثه که به واسطه اصابت گلوله دربیمارستان بستری بودند به محل نامعلومی برده شده اند....افراد مسلح(گروه فشار)وارد بیمارستان امام خمینی شدندوتک تک اتاق های بیمارستان را با اسلحه به دنبال دانشجویان بازرسی کردند....

آنان که شاهد حمله به دانشگاه بودند از ترس جو پلیسی وارعاب در شهر ودانشگاه از فاش کردن فاجعه ترسیده اند؟!؟!؟!؟!؟!؟............

ریاست دانشگاه واستانداراستان هیچ اشارهای به اصل واقعه نکردند؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

تا بعد......

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 5:47  توسط آشنای غریب  | 

 

به نام حضرت دوست

 سلام

هنوز برایم نوشتن سخت است..... هنوزدرکابوس مرگ اکبر به سر می برم....

باور ندارم...... مرگ اوباورکردنی نیست........ نمیدانم جرمش چه بود...... میگفتنند:

اقدام علیه امنیت ملی و...

نمی دانم کشوری با این همه بزرگی وپهناوری چگونه یک دانشجو میتواند امنیتش رابه خطر اندازد حتی به گفته آنان بادیگررفقایش؟!! مگربه همین راحتی میتوان امنیت یک کشور رابه خطر انداخت!!!!!!!!!

اما اگرننویسیم..... تاریخ مرگ اورااز یاد نخواهد برد... اماشاید به قلم خیانت روا داشته ایم .....

اگر ننویسیم چرا در عزای برادر،برادرنمیتواند شرکت کندظلم بزرگی است...

راستی ظلم یعنی چه؟وعدالت به چه معناست؟

حکایت  آن زن یهودی وخلخال را درزمامداری علی(ع) بارها شنیده ایم ...اما...

اما.. آن زن یهودی بود؟! مسلمان نبود!؟شیعه نبود؟!

حال اگر اجازه ندادند برادری در مراسم تشییع پیکر برادرش شرکت کند؟!...

وحتی بدون اجازه پدر ومادرش اورا به خاک سپردند ؟!....

وهزاران اگر و امای دیگر و.....

باید چکنیم؟...ازکه بپرسیم؟.....

حال باید چگونه باید باشیم؟....

شاید علی جواب آنرا بداند!.....

پس ای علی!....

ای علی !ای عدالت محض!باتوهستیم!

ای که استواری کوهها به عدالت توست!

ای که زلالی دریاهاوچشمه سارها به صداقت توست!

ای که سکوت بالاترین فریاد تو بود!

ای که تنهایی حتی برای تنهایی تو گریست!

برخیز!

با ما سخن بگو!

ما  دردریای عدالت غوطه ور شده ایم!

کمی ازظلم برایمان بگو!مافراموش کرده ایم؟

مامعنی ظلم راازیاد برده ایم!

یکبار دیگر آنرا برایمان معنا کن؟!

آنطور برایمان بگو که خوب بشنویم....

آنطور که اگر حتی سرمان را زیر برف کرده باشیم 1!باز بشنویم!!

فقط با ما بگو ...مامی توانیم ...تحملش راداریم...

در این سالها آنقدر درد کشیده ایم....آنقدر داغ دیده ایم.....

وآنقدر زخم خوردهایم....و.....

ماتاقطش راداریم !!!....مگر ماازچاه کم تریم ؟!!....

پس با ماسخن بگو..........

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 5:41  توسط آشنای غریب  | 

به نام حضرت دوست

 

قلم به دست نمی آید او نیز عزاداراست

اونیز نمی تواند،سوگوار است، گریان است

ورق نیز سیاه پوشیده است چه دیگرشرم دارد

حتی بروی اونمی توان نوشت

دیگر هیچ نمی توان نوشت نمی توان گفت

بغض در گلو مانده است

اکبرمحمدی نیز ازمیان ماپر کشید

اکبرجان شهادتت مبارک....

 بیشتر بخوانید

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 22:53  توسط آشنای غریب  | 

 

خدايا ‍:

 

 

دربرابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهي مي كشاند ,مرا با نداشتن ونخواستن ,روئين تن كن .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 6:39  توسط آشنای غریب  | 

 

 

سلام

خیلی فرصت نیست یه نیایش دیگه خیلی عالیه

 

خدايا ‍:

 

 در تمامي عمرم ,به ابتذال لحظه اي گرفتارم مكن كه به موجوداتي بر خورم كه در تماي عمر ,لحظه اي را در ترجيح عظمت ,عصيان ورنج بر خوشبختي ,آرامش ولذت اندكي ترديد كرده اند .

                                                                                                               دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 5:48  توسط آشنای غریب  | 

 سلام

مقالات :شماره۳

جرم سیاسی :مهرانگیز کارص۲۴

برپایه ذهنیت تاریخی مردم ایران ،مجرم سیاسی هنگامی قهرمان وجاودانه میشود که درگوری بی نام ونشان خفته باشد.

درکشور ماجرم سیاسی درموقعیت حقوقی دوگانه ا ی قرار گرفته است :

اغماض و ملایمت در قوانین اساسی وگرایش به خشونت وسختگیری در تصویب قوانین موضوعه.

تحقق جرم سیاسی درنگاه اول بر دوپایه استواراست:

۱-حسن نیت وعدالت خواهی مرتکب ۲-عدم مشروعیت حقیقی حکومت

 

فردا نوبت کیست؟ اکبر محمدی ص۳۰

بروز تشنج در نماز جمعه تهران به هنگام ایراد خطبه نماز توسط آقای هاشمی رفسنجانی ومتعاقب آن اخلال در برگزاری نمازوبر پایی راهپیمایی اعتراض آمیز ،واکنشهای متفاوتی در پی داشت.

سالها پیش یکی از کسانی که در معرض این تهاجمات قرار گرفته بودبه آقای هاشمی درسمت ریاست مجلس گفته بود:فلانی من مدل 60هستم اگر این شیوه تداوم یابد به شما هم خواهد رسیدوروزی نیزمدل شمااعلام خواهد شد.

وقتی که عابر پیاده له میشودص۴

وقتی یک فرمانده نظامی در جامعه ای که قانونگرایی شعار رهبران آن است،از بریدن گردنها وزبانها سخن میگوید،مثل این است که یک ماشین سواری باسرعت زیاد درپیاده روعابرین پیاده را  زیر چرخهای خود له کند و پیش برود.

تصمیم سازی اقتصادی:عباس عبدی ص۳

...به نظر میرسدمشکل ومعضل اصلی جامعه ما درسیاست است ومی بایدکوشش همه برای حل ریشه ای این عرصه باشد،به همین دلیل هم می توان مدعی شدتاهنگامی که ساختار سیاسی ُمناسب با رشدوگسترش وتوسعه اجتماعی واقتصادی نگردد،مشکلات بخشهای دیگر جامعه از جمله اقتصادلاینحل باقی خواهند ماند.البته بد نیست نظرتازه آقای عبدی را هم ببینیدکه آیا تغییر کرده یانه.

یک خبروبقیه مقالات:

سرلشگرمحسن رضایی:ما خودمان آزادی دادیم-ماخودمان به مطبوعات آزادی دادیم،یک شبه هم میتوانیم همه اینها راجمع کنیم.کسی به ما چیزی تحمیل نکرده.

چپ مدرن،چپ سنتی:علیرضاعلوی تبار

میراث چپ مذهبی:مرتضی مردیها

توسعه سیاسی وپارگیهای اجتماعی :حسین بشیریه

خشونت سیاسی:ترجمه فولادوند

آزادی اقتصادی:موسی غنی نژاد

فقه سیاسی:محسن کدیور

پاراداین:ترجمه ابراهیم سلطانی

بنگاههای تولید ایده:محمد جواد کاشی

حقوق اساسی وضمانت کیفری:کامبیز نوروزی

وگفتگوبا جمیله کدیور وعبدالله رمضان زاده

امیدوام بهره کافی ببرید.راستی دیروزاتفاقی ازگفتنی هایه مقاله خوندم هنوز سرم گیج میره .

تابعد....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 5:40  توسط آشنای غریب  |